<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات کار و حمایت اجتماعی</title>
    <link>https://lsps.lssi.ir/</link>
    <description>مطالعات کار و حمایت اجتماعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سواد دیجیتال و قابلیت اشتغال: بررسی نقش آموزش‌های مهارتی در کاهش شکاف دیجیتال میان‌نسلی</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735920.html</link>
      <description>انقلاب صنعتی چهارم و به تبع آن ظهور هوش مصنوعی مولد، ماهیت مشاغل و شایستگی‌های مورد نیاز بازار کار را به طور بنیادین دگرگون ساخته است. در این چشم‌انداز نوین، سواد دیجیتال از یک مهارت جانبی به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده قابلیت اشتغال تبدیل شده است. با این حال، شکاف دیجیتال میان‌نسلی، گروه‌های سنی مختلف را به گونه‌ای نابرابر از این تحول متأثر ساخته است. این مقاله با استفاده از رویکرد مرور نظام‌مند و تحلیل محتوای کیفی، به بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و قابلیت اشتغال و نقش آموزش‌های مهارتی در کاهش شکاف دیجیتال میان‌نسلی می‌پردازد. جستجوی منابع در پایگاه‌های داده Scopus، Web of Science و Google Scholar و نیز گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی انجام شد که در نهایت ۴۷ سند برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد سواد دیجیتال فراتر از مهارت‌های فنی صرف، مجموعه‌ای از شایستگی‌های شناختی، عملی و اجتماعی-اخلاقی است که از طریق ارتقای دسترسی به فرصت‌های شغلی، توانمندسازی برای یادگیری مادام‌العمر، تسهیل ارتباطات مؤثر و افزایش بهره‌وری و نوآوری، توانایی فرد را برای اشتغال پایدار افزایش می‌دهد. شکاف دیجیتال میان‌نسلی به عنوان پدیده‌ای چندبعدی شناسایی شد که شامل نابرابری در چهار بعد دسترسی، مهارت‌ها، انگیزه و فرصت‌های بهره‌گیری از فناوری می‌شود. آموزش‌های مهارتی با اتخاذ رویکردهای یادگیری میان‌نسلی، طراحی برنامه‌های یادگیری مادام‌العمر، ایجاد بسترهای یادگیری حمایتی و بهره‌گیری از روش‌های آموزشی مشارکتی می‌توانند به کاهش معنادار این شکاف کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی شکاف اجرایی بین نقش قانونی و جایگاه واقعی سازمان تأمین اجتماعی در تحقق عدالت توزیعی</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735921.html</link>
      <description>مقدمه: سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین نهاد حمایتی-بیمه‌ای کشور، مطابق قوانین بالادستی از جمله قانون تأمین اجتماعی و سیاست‌های کلی رفاه و تأمین اجتماعی، وظیفه ذاتی تحقق عدالت توزیعی را بر عهده دارد. بااین‌حال، شواهد متعددی حاکی از وجود شکاف معنادار بین تکالیف قانونی این سازمان و جایگاه واقعی آن در عمل است. این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد، مصادیق، علل و راهکارهای کاهش این شکاف اجرایی انجام شده است.روش‌: داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۱۰ نفر از خبرگان شامل مدیران ارشد سازمان تأمین اجتماعی، اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی، حقوقدانان، نمایندگان تشکل‌های کارگری و بازنشستگی، و کارشناسان شورای عالی تأمین اجتماعی جمع‌آوری گردید. انتخاب خبرگان با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و پس از پیاده‌سازی، با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. برای تأمین اعتبار یافته‌ها از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده گردید.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۸۷ کد اولیه، ۲۴ کد محوری و ۴ مضمون اصلی انجامید. مضامین اصلی عبارتند از: (۱) تعریف‌ها و شاخص‌های عدالت توزیعی، (۲) مصادیق شکاف اجرایی، (۳) عوامل ایجادکننده شکاف، و (۴) راهکارهای کاهش شکاف. نتیجه‌گیری: شکاف اجرایی بین نقش قانونی و جایگاه واقعی سازمان تأمین اجتماعی در تحقق عدالت توزیعی، نتیجه تعامل پیچیده عوامل چندگانه به‌ویژه کمبود منابع مالی، نقص و تعارض قوانین، ساختار دیوان‌سالار ناکارآمد و فشارهای سیاسی است. کاهش این شکاف نیازمند اصلاحات هماهنگ و اولویت‌دار در سه سطح &amp;amp;laquo;تقنینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ساختاری-مدیریتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مالی-سیاستی&amp;amp;raquo; می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوریتم، استثمار و بی‌ثباتی: مطالعه ترکیبی کارگران پلتفرم‌های دیجیتال در ایران (مورد مطالعه: رانندگان و پیک‌های اسنپ، تپسی، اسنپ‌فود و الوپیک)</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735943.html</link>
      <description>مقدمه: اقتصاد پلتفرمی در ایران طی دهه گذشته رشد چشمگیری داشته است. با وجود میلیون‌ها کاربر روزانه پلتفرم‌هایی مانند اسنپ، تپسی و اسنپ‌فود، مطالعه نظام‌مندی درباره شرایط کار، استثمار و بی‌ثباتی شغلی کارگران این پلتفرم‌ها انجام نشده است. هدف این پژوهش، مطالعه جامعه‌شناختی مدیریت الگوریتمی، بی‌ثباتی شغلی و راهبردهای مقاومت در میان کارگران پلتفرم‌های دیجیتال در ایران است.روش: این پژوهش با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، ۳۰ مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته با رانندگان و پیک‌های پلتفرم‌های اسنپ، تپسی، اسنپ‌فود و الوپیک در شهرهای تهران و کرج انجام گرفت. داده‌ها با روش نظریه زمینه‌ای و کدگذاری سه‌مرحله‌ای تحلیل شدند. در بخش کمی، ۳۸۰ پرسشنامه با طیف لیکرت ۵ درجه از همان جامعه جمع‌آوری گردید. روایی ابزار با تحلیل عاملی تأییدی (CFI=0.92, RMSEA=0.06) و پایایی با آلفای کرونباخ (&amp;amp;alpha;=0.89) تأیید شد.یافته‌ها: بخش کیفی به استخراج ۴ تم اصلی انجامید: (1) الگوریتم به عنوان سرپرست پنهان و تنبیه‌کننده، (2) بی‌ثباتی فراگیر و ناامنی مزمن، (3) فشار کاری مزمن و پیامدهای سلامت، (4) مقاومت محدود و فردی. بخش کمی نشان داد ۷۴٪ از پاسخ‌دهندگان الگوریتم را منبع اصلی استرس می‌دانند، ۶۸٪ بیمه درمانی ندارند، ۷۹٪ درآمد ثابت ندارند و میانگین بی‌ثباتی شغلی (۴.۳۵ از ۵) بالاترین نمره را در میان ابعاد پژوهش داشت. نتیجه‌گیری: اقتصاد پلتفرمی در ایران بازتولیدکننده نابرابری، بی‌ثباتی و نوع جدیدی از استثمار الگوریتمی است. کارگران پلتفرمی در یک &amp;amp;laquo;سه‌گانه بحران&amp;amp;raquo; (الگوریتم سرکوب‌گر، بی‌ثباتی فراگیر، سرمایه اجتماعی ضعیف) گرفتار شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کمی تاب‌آوری اقتصادی خانوارهای کارگری تهرانی در برابر شوک ارزی ناشی از تحریم: نقش تعدیل‌گر تراکم شبکه‌های خویشاوندی</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735923.html</link>
      <description>مقدمه: شوک‌های ارزی ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، معیشت خانوارهای کارگری تهران را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، همه خانوارها آسیب یکسانی را تجربه نکرده‌اند. هدف این پژوهش، سنجش کمّی نقش تعدیل‌گر &amp;amp;laquo;تراکم شبکه‌های خویشاوندی&amp;amp;raquo; به عنوان یک مکانیسم غیررسمی تاب‌آوری اقتصادی در برابر شوک ارزی است.روش: این مطالعه با استفاده از روش پیمایشی و تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) روی ۴۰۰ خانوار کارگری تهرانی که با نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند، انجام گرفته است. ابزار اصلی، پرسشنامه‌ای چهاربخشی شامل (۱) اطلاعات جمعیت‌شناختی و درآمد پایه، (۲) شدت مواجهه با جهش‌های ارزی ۱۳۹۷-۱۴۰۲، (۳) شاخص‌های تراکم شبکه خویشاوندی (شامل درجه ارتباط، تقابل، قدرت پیوند، عضویت در حلقه‌های قرض‌الحسنه و دسترسی به حوالجات ارزی) و (۴) شاخص تاب‌آوری اقتصادی (ترکیبی از تاب‌آوری مصرفی، درمانی و مسکن) بود. داده‌ها با استفاده از رگرسیون لجستیک با اثر تعاملی تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که پس از کنترل متغیرهایی مانند درآمد پایه، تحصیلات سرپرست و وضعیت مسکن، اثر تعاملی &amp;amp;laquo;تراکم شبکه خویشاوندی &amp;amp;times; شدت شوک ارزی&amp;amp;raquo; مثبت و معنادار است (۰٫۰۵ &amp;amp;gt; p). به عبارت دیگر، خانوارهایی با تراکم بالاتر شبکه خویشاوندی، افت شدیدتری در درآمد خود تجربه نکرده‌اند. این اثر تعدیل‌گری عمدتاً از طریق دو کانال &amp;amp;laquo;حلقه‌های قرض‌الحسنه خویشاوندی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دسترسی به حوالجات ارزی بستگان خارج از کشور&amp;amp;raquo; عمل می‌کند.نتیجه‌گیری: شبکه‌های خویشاوندی به عنوان یک &amp;amp;laquo;بیمه غیررسمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مکانیسم هموارسازی مصرف&amp;amp;raquo; می‌توانند تاب‌آوری خانوارهای کارگری را در برابر شوک‌های ارزی افزایش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خاموشی کارخانه‌ها، تاریکی سفره‌ها: تحلیل جامعه‌شناختی تأثیر ناترازی برق بر رفاه کارگران و بحران تولید در ایران</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735924.html</link>
      <description>مقدمه: خاموشی‌های گسترده برق در ایران، فراتر از یک مسئله فنی، به بحرانی ساختاری در نظام تولید صنعتی و رفاه اجتماعی تبدیل شده است. این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای و جامعه‌شناختی، به تحلیل تأثیر ناترازی برق بر ساختار تولید و معیشت کارگران در ایران می‌پردازد.روش‌: پژوهش با روش کیفی و ترکیبی از نظریه زمینه‌ای و تحلیل گفتمان انتقادی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ کارگر صنایع مختلف و مشاهده میدانی در شهرک‌های صنعتی استان تهران و البرز انجام شده است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد خاموشی‌های برق سه پیامد اصلی در پی داشته است: نخست، بازتولید نابرابری‌های ساختاری میان بنگاه‌های بزرگ و کوچک و میان مناطق توسعه‌یافته و کمتر توسعه‌یافته؛ دوم، کاهش رفاه کارگران از طریق کاهش درآمد، افزایش فشار روانی، بی‌ثباتی شغلی و افزایش خطرات ایمنی؛ سوم، شکل‌گیری راهبردهای سازگاری فردی و اضطراری (خرید ژنراتور، ساخت ژنراتور دست‌ساز، تغییر ساعات کاری) که عمدتاً پرهزینه و ناپایدارند. نتیجه‌گیری: تحلیل مبتنی بر نظریه میدان بوردیو و جامعه ریسک بک نشان می‌دهد که خاموشی‌ها موازنه سرمایه در میدان تولید را برهم زده و ریسک‌های مدرن را به شکلی نابرابر میان گروه‌های اجتماعی توزیع کرده‌اند. مقاله با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در سیاست‌گذاری انرژی با رویکردی اجتماعی-اقتصادی و عدالت‌محور نتیجه‌گیری می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سرمایه اجتماعی بر تاب‌آوری اقتصادی کارگران صنعتی در برابر شوک‌های اقتصادی (مطالعه موردی: کارگران شهرک‌های صنعتی تهران)</title>
      <link>https://lsps.lssi.ir/article_735925.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر تاب‌آوری اقتصادی کارگران صنعتی در برابر شوک‌های اقتصادی با تأکید بر نقش واسطه‌ای چهار مکانیسم حمایت متقابل، دسترسی به اطلاعات، تقویت اعتماد به نفس و کاهش هزینه مبادله انجام شد.روش‌شناسی: پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی-پیمایشی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کارگران صنعتی شهرک‌های صنعتی تهران (چهاردانگه، شمس‌آباد، اشتهارد و عباس‌آباد) به تعداد ۱۲۵,۰۰۰ نفر بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۵ نفر محاسبه و با احتساب ۲۰ درصد افت به ۴۸۰ نفر افزایش یافت. یافته‌ها: میانگین سرمایه اجتماعی (۶۸.۴۲ از ۱۲۰) و تاب‌آوری اقتصادی (۵۸.۷۳ از ۱۰۰) در سطح متوسط بود. پایین‌ترین بعد سرمایه اجتماعی، اعتماد نهادی (۱۳.۵۴) و بالاترین، انسجام اجتماعی (۱۹.۳۱) بود. در تاب‌آوری، سازگاری (۱۵.۴۲) و تحول (۱۵.۲۵) بالاترین و بازیابی (۱۳.۸۱) پایین‌ترین میانگین را داشتند. تفاوت معناداری بین تاب‌آوری کارگران با قرارداد دائم (۶۳.۲۴) و موقت (۵۵.۴۷) مشاهده شد (t = 5.87, p &amp;amp;lt; 0.001). همچنین تفاوت معناداری بین صنایع مختلف وجود داشت (F = 4.23, p = 0.001) و صنایع غذایی و شیمیایی بالاترین و نساجی پایین‌ترین تاب‌آوری را نشان دادند. نتیجه‌گیری: سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی حیاتی و کم‌هزینه، به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق مکانیسم‌های چهارگانه (به ویژه تقویت اعتماد به نفس) تاب‌آوری اقتصادی کارگران صنعتی را افزایش می‌دهد. با توجه به سطح پایین اعتماد نهادی، تقویت انسجام اجتماعی، مشارکت مدنی و حمایت عاطفی در محیط کار می‌تواند تا حدی جایگزین حمایت‌های رسمی شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
