مطالعات کار و حمایت اجتماعی

مطالعات کار و حمایت اجتماعی

تحلیل تئوریک گسست ها و پیوند ها در نظریه‌های کار و رفاه اجتماعی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان
1 دکتری محیط زیست، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ایران
چکیده
این مقاله به تحلیل عمیق و تئوریک رابطه متقابل و پیچیده میان نظریه‌های حوزه‌ی کار و نظریه‌های دولت رفاه اجتماعی می‌پردازد. در مواجهه با تحولات بنیادین بازار کار در دوران نئولیبرالیسم، جهانی شدن و ظهور اشکال جدید اشتغال، ضرورت بازنگری در مبانی نظری رفاه اجتماعی بیش از پیش احساس می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش، عدم انسجام و گسست‌های تئوریک موجود میان رویکردهای مختلف به کار (به‌عنوان مبنای تولید و توزیع رفاه) و مدل‌های دولت رفاه (به‌عنوان تنظیم‌کننده اصلی توزیع مجدد) است. هدف اصلی، ارائه یک چارچوب تحلیلی منسجم است که بتواند این پیوندها و تقابل‌ها را روشن سازد. روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل اسنادی و نظری بوده و بر مبنای مطالعه تطبیقی متون کلاسیک و معاصر در هر دو حوزه استوار است. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهند که چگونه مدل‌های بنیادین نظری کار (مانند رویکرد نئوکلاسیک بر اساس سرمایه انسانی، یا رویکرد مارکسی بر اساس تضاد طبقاتی) به طور مستقیم، مدل‌های مختلف دولت رفاه (مانند مدل‌های لیبرال، محافظه‌کار و سوسیال دموکراتیک اسپینگ-اندرسن) را تبیین و یا ایجاب می‌کنند. همچنین، مفهوم "سلب کالایی شدن" کار نزد پولانی به عنوان یک نقطه عطف تئوریک برای درک سازوکار دولت رفاه در قبال ریسک‌های بازار کار معرفی می‌شود. در نهایت، نتیجه‌گیری حاکی از آن است که دولت رفاه معاصر نیازمند یک بازتعریف تئوریک است که کار را نه صرفاً یک کالا، بلکه یک نهاد اجتماعی در مرکزیت هویت و امنیت شهروندی ببیند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات