مطالعات کار و حمایت اجتماعی

مطالعات کار و حمایت اجتماعی

چالش‌های روش‌شناختی در سنجش رفاه اجتماعی: ارائه مدلی ترکیبی برای مطالعات آتی (با تاکید بر مطالعه در آذربایجان غربی)

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه پیام نور هرمزگان
2 دکتری جامعه شناسی گرایش اقتصادی و توسعه، پژوهشگر، کارشناس مالی مرکز جراحی محدود و سرپائی تامین اجتماعی مهاباد
چکیده
مقدمه: سنجش رفاه اجتماعی به دلیل ماهیت چندبعدی و وابستگی به زمینه، با چالش‌های روش‌شناختی متعددی مواجه است. رویکردهای صرفاً کمی یا کیفی به تنهایی قادر به پوشش ابعاد عینی و ذهنی رفاه نیستند.
هدف: این مقاله با هدف شناسایی چالش‌های روش‌شناختی سنجش رفاه اجتماعی در ایران و ارائه مدلی ترکیبی برای مطالعات آتی تدوین شده است.
روش: این پژوهش با اتکا به تجربه یک مطالعه میدانی در استان آذربایجان غربی و با استفاده از روش ترکیبی اکتشافی متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، ۲۰ مصاحبه عمیق با گروه‌های مختلف اجتماعی اجرا و با تحلیل مضمون، مؤلفه‌های بومی رفاه شناسایی شد. در مرحله کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی طراحی و بر روی ۵۰۲ نفر از شهروندان استان با نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای اجرا گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آلفای کرونباخ و آزمون‌های آماری مرتبط انجام شد.
یافته‌ها: تحلیل عاملی نشان داد ساختار ابعاد رفاه در این منطقه با مدل‌های کلاسیک متفاوت است و ابعاد «امنیت شغلی» و «دسترسی به خدمات درمانی» بیشترین واریانس را تبیین می‌کنند. یافته‌های کیفی نشان داد که پاسخ‌دهندگان، «رفاه» را فراتر از شاخص‌های اقتصادی و به مفاهیمی چون «آبروی اجتماعی»، «احترام در جامعه»، «دینداری» و «روابط خویشاوندی» تعبیر می‌کنند که در پرسشنامه‌های استاندارد غربی دیده نشده است. مقایسه نتایج کمی و کیفی شکاف معناداری میان شاخص‌های عینی (مانند درآمد) و احساس ذهنی رفاه (مانند ناامنی و نگرانی از آینده) را آشکار ساخت.
کلیدواژه‌ها
موضوعات